بدون شرح
این مطلب را از وبلاگ دوست عزیزم ...http://www.reyhani.blogfa.com/ کپی کردم فکر میکنم خواندنش خالی از لطف نباشد.امید وارم مسئولان امر درک درستی از دین اسلام پیدا کنند. در هزاره سوم و در عصر ارتباطات این گونه برخورد ها غیر عقلانی و بی ثمر است.این رفتار ها متعلق به دوره جاهلیت است و من را به یاد طالبان انداخت هر چند بعضی ها نه تنها دسته کمی از طالبان ندارند بلکه یک پله هم جلو ترند.امید وارم دیگر شاهد چنین حوادث تلخی نباشیم.
.........................................................................................................................................
دیروز وارد شهر شدم . شهر بسیار شلوغ بود میدان مرکزی شهر از انبوه جمعیت اکنده بود . با خود یک دور تقویم و مناسبتهای رسمی و غیر رسمی را مرور کردم هیچ مناسبتی نبود و هیچ تصادف و دعوا و معرکه و ... توان گرد اوردن ان جمعیت را نداشت، اهنگ قدم هایم را سرعت دادم و به سمت مرکز شهر راهی شدم، با کمی جست و جو یکی از دوستانم را یافتم و از او جویای ماجرا شدم و او چنین سخن راند:
شنبه دو نفر، یک دختر دانشجوی شمالی با یک پسر خمینی را به جرم رابطه نامشروع همینجا جلوی چشم مردم شلاغ زدند ، پسر شلاغش را خورد و اخ نگفت اما دختره یک ریز گریه میکرد و التماس که بزار با قاضی صحبت کنم و ... اما فلانی( رئیس ستاد مبارزه با مفاسد اجتماعی خمین) میگفت خفه شو و میزد ، اما هنوز نصف شلاغشو نخورده بود که در حالی که مردم هو میکشیدن و دخترا و زنا گریه میکردن از حال رفت و دیگه شلاغ نزدن .
پرسیدم حالا امروز چه خبره نکنه مردم خوششون اومده تکرارش راگذاشتن ؟ گفت امروز شایع شده که با بلندگو گفتن قراره دوباره ۴ تا دانشجوی دیگه را به همان جرم شلاغ بزنن، انگاری داشتن با مجوز دانشگاه فیلم ادم و حوا را در بیابان برای جشنواره فیلمهای کوتاه دانشجویی میساختن که گرفتنشون اما معلوم نیست چی بوده و چطوری، بعضی میگن دشمنی و غرض در کار بوده و...تازه خبری دردناک داره دهن به دهن در میان مردم میچرخه که در صورت صحت فاجعه است و اون مردن اون دخترست که شنبه شلاغ خورده ، میگن تو بیمارستان اراک سکته کرده و مرده.اون روز فلانی( دانشجوی بومی خمین) را هم به خاطر عکس گرفتن از صحنه شلاغ زدن گرفتن، گفتن برای سایت های خارجی میخواد چون سند نقض حقوق بشر محسوب میشده ،که بعد از کلی حرف و حدیث و پاک کردن همه عکسا ازادش کردن.
خبر فوری و بسیار دردناک بود هرچند معلوم نبود مردن دختر و گرفتن ان چهار دانشجو به خاطر ساختن فیلم راست است یا دروغ اما در همان حد هم برای شکه کردن و ریختن اعصاب به هم کافی بود .با دوستم از برای یافتن کمی اسودگی و کسب خبر به قدم زدن در اطراف میدان و میان ان جمعیت بسیار پرداختیم و دراین میان شاهد اظهار نظرات مردم بودیم که گاه حتی در مقابل هم قرار میگرفتند.
یکی از جوانان بدون ترسی داد میزد اره ببینید این ماله دوره توحش ، عصر برده داری، قرون وسطا....این حاصله این حکومت اینه ....دیگری میگفت قوه قهریه لازم ،اسلام هم بخشش داره هم خشم .....ان یکی با سن نسبتا بالا میگفت این درسته اگه خاتمی هم میزاشت این اشغالا را جمع کنن الان اینهمه فساد نداشتیم...دانشجویی میگفت ای کاش دوربین داشتم عکس میگرفتم و کناریش میگفت خوب بود مدرک بود برای امدن زودتر امریکا اخه سند توحش...یکی میگفت اولش ،حالا باید منتظر باقی کارای احمدی نژاد بود....دیگری میگفت خوب شد حالا دانشجویا حساب میاد دستشون سر و وضعشون را درست میکنن.... یکی میگفت از قدیم اگر به تاریخ بنگرید همیشه بعد هر دوره شکوفایی سیاسی و ازادی یک دوره خفقان بوده... دوستش میگفت اخه اسم دوره خاتمی را میزاری شکوفایی این همه روزنامه بستن و ادم کشتن و گرفتن و زندانی کردن نمی بینی میخوان گنجی را بکشن...کمی ان سو تر بسیجی طعنه وار میگوید ،دوره دوره ماست حالا نوبت خنده ما و گریه این جوجه ماشینی هاست ....پیرمردی میگوید شهر دست فلانی( رئیس ستاد مبارزه با مفاسد اجتماعی) و سپاهی هاست..دیگری میگویدسنی از شما گذشته این حرفا چیه، مملکت قانون داره اینا هم به وظایفشون عمل میکنن و.... یکی از بچه های شهر به سمت ما می اید و با لحنی خشمگین و پر درد میگوید فکر میکردیم با عقب سروش و حجاریان و...رفتن درست میشه اما نشد و با حالتی این سخنان را به ما خطاب میداد که تو گویی ما دستور اجرای حکم را داده باشیم ، من هم گفتم خوب به فرض که شما درست گویید ،حالا چه کار کنیم ؟مکثی کرد و گفت فقط کودتا ، گفتم جمع خوبی برای سخنرانی است بسم الله ، گفت نه بابا و زود رفت و من به او و خودم خندیدم...یکی از کناری خود میپرسید اگر مرده باشه از نظر قانونی مشکلی داره؟کناری گفت از نظر فقه اسلامی مشکلی نداره..... اظهارنظرات همین طور ادامه داشت و مثل همیشه بحث از نان و ماست و مرغ و علت نازایی گاو همسایه شروع شدو به حاکمیت و سیاست و بوش رسید اما خبری از شلاغ و مجرمان نشد و کسی هم مردم را متفرق نکرد و جمعیت افزون میشد بلخره نیروی انتظامی اعلام کرد خبری نیست و شایعه است و در طول چند ساعت تازه توانستند مردم را پخش کنند.و واقعا معلوم نشد شایعه بوده یا نه .نه خبر مردن دختره و نه دستگیری این ۴ نفر هرچند نبودن این ۴ تا را دلیل صحت میدانند . برخی میگویند عدم اعلام به خاطر هزینه دار بودن این فاجعه است و برخی دیگر میپذیرند و میگویند نمرده است.
من خسته و غمگین با سوالات بیشمار به ریحان رفتم و...از علت به وجود امدن این مسئله ،تا درستی و نادرستی ان،شیوه تنبیه تا انسانیت و حقوق بشر،دستورات صریح ائمه در مورد چند برابر بودن گناه افشاء یک گناه از مجازات ارتکاب ان و حفظ ابروی مسلمان ،جمع شدن مردمی که ما تنها یکچهارم ان را در برنامه سفر دکتر معین با کلی برنامه ریزی توانستیم گرد هم اریم برای شلاغ خوردن انسانی دیگر،ارتباط این مسئله با تغییر دولت و..........حالا مشتاقم نظرات شما را در این خصوص بدانم.
کلامی از حمید مصدق :
....و کسی فکر نکرد که چرا ایمان نیست و زمانی شده است ، که غیر از انسان هیچ چیز ارزان نیست.
