<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ققنوس</title>
<link>http://ariamanesh.blogfa.com/</link>
<description>ترسم از سرزمینی است که در آن مزد گورکن از آزادی بیشتر باشد</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 16 Mar 2006 14:06:49 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>گورستانی به نام دانشگاه </title>
<link>http://ariamanesh.blogfa.com/post-13.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#000066 size=3&gt;در این چند روزه شاهد بودیم که چند شهید گمنام&amp;nbsp;را در دانشگاه صنعتی شریف&amp;nbsp;به خاک سپردن و این موجب نارضایتی دانشجویان شد .و همین طور باعث درگیری دانشجویان با عوامل قدرت و بسیج شد.من نمی دانم این چه خدمتی به شهداست؟ جای شهید در گورستان است نه جایی که در آن زندگی جاریست و&amp;nbsp;نه مکانی که همه نیاز به آرامش و نشاط دارند شما خود قضاوت کنید آیا ازاین کار جز این تعبیر را میتوان کرد که اینان به دنبال ایجاد تنش در دانشگاه هستند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 16 Mar 2006 14:06:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ariamanesh&amp;postid=13</comments>
<dc:creator>ariamanesh</dc:creator>
<guid>http://ariamanesh.blogfa.com/post-13.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حق من</title>
<link>http://ariamanesh.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>در وحله اول آزادی دوست عزیزم جناب آقای مسعود باستانی (روزنامه نگار)را تبریک می گم.کسی که حاضر نشد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای رهایی خودش عقایدش رو زیرسوال ببره.به صبر و ایمانش تبریک.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سازمان «ديده‌بان حقوق بشر» گزارش سالانه خود درباره ايران را منتشر كرده است. در اين گزارش تاكيد شده كه نقض حقوق بشر در سال ۲۰۰۵ ميلادى به نسبت سال قبل رو به افزايش گذاشته است. در گزارش سالانه «ديده‌بان حقوق بشر» درباره ايران، به حوزه‌هاى نقض آزادى بيان و عقيده، شكنجه و بدرفتارى با زندانيان، فرار متخلفان و ناقضان حقوق بشر از مجازات مثلا نمونه مجرمان پرونده زهرا كاظمى خبرنگار&amp;shy;عكاس ايرانى‌&amp;shy;كانادايى، آزار و اذيت وكلا و مدافعان حقوق بشر، اعتراف‌گيرى اجبارى از متهمان سياسى، و نيز به نقض حقوق اقليتهاى قومى و مذهبى در ايران پرداخته شده است.&lt;STRONG&gt;اهم نقض حقوق بشر که در این سالها ما در ایران داشتیم، در ارتباط با جرائم سیاسی و مطبوعاتی هست. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گزارش سالانه «ديده‌بان حقوق بشر» درباره ايران، با اشاره به اينكه جمهورى اسلامى تاكنون هيچ پاسخى به گزارشگران ويژه شكنجه و اعدام‌هاى فراقضايى سازمان ملل متحد براى ديدار از ايران نداده است، پايان مى‌يابد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در این باره می توان گفت هوا بس ناجوان مردانه سرد است و این طور که پیش میرود سرد تر هم میشود&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Jan 2006 06:50:30 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ariamanesh&amp;postid=12</comments>
<dc:creator>ariamanesh</dc:creator>
<guid>http://ariamanesh.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://ariamanesh.blogfa.com/post-11.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;در وحله اول بابت تاخیر در نوشتن مطالب جدید پوزش مرا بپذیرید.ایام سخت و دشواری را سپری میکنم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مشکلات از هر سوی خود را به من می رسانند که هر کدام هم به نوبه خود کارشان را به نحو احسن انجام میدهند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;هر چه سعی میکنم مطلب جدیدی بنویسم نمیتوانم حس میکنم روحم در سر مایی سوزان منجمد شده است.احساس می کنم در حال&amp;nbsp;یک دگردیسی فکری و روحی هستم.امیدوارم خداوند متعال مرا ياري دهد.به مدد&amp;nbsp;او ايمان دارم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;خداوندا مرا لحظه اي به حال خود وا مگذار&lt;FONT color=#000033&gt;،خداوندا تو مي داني كه&amp;nbsp; به بهشتت دل نبستم .فقط تو را &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;مي خواهم فقط تو.جهنم من وقتي است كه در پيشگاه تو شرم سار شوم.و بهشت من وقتي است كه بتوانم انسان باشم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;گر شما را نه بس اين سود و زيان ما را بس&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;يار با ماست چه حاجت كه زيادت طلبيم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;دولت صحبت آن مونس جان مارا بس&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Jan 2006 16:32:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ariamanesh&amp;postid=11</comments>
<dc:creator>ariamanesh</dc:creator>
<guid>http://ariamanesh.blogfa.com/post-11.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زن مظلوم تاریخ</title>
<link>http://ariamanesh.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>&amp;nbsp;&lt;IMG height=264 src=&quot;http://mag.gooya.com/sports/archives/images/zanan16.jpg&quot; width=350&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;خشونت&amp;nbsp; به زنان به عنوان&lt;A href=&quot;http://images.google.com/imgres?imgurl=http://mag.gooya.com/politics/archives/images/zan2005.jpg&amp;amp;imgrefurl=http://mag.gooya.com/politics/archives/024417.php&amp;amp;h=383&amp;amp;w=400&amp;amp;sz=40&amp;amp;tbnid=sRxdxB5QvhYJ:&amp;amp;tbnh=114&amp;amp;tbnw=120&amp;amp;hl=fa&amp;amp;start=7&amp;amp;prev=/images%3Fq%3D%2Bsite:mag.gooya.com%2B%25D8%25B2%25D9%2586%26svnum%3D10%26hl%3Dfa%26lr%3D&quot;&gt;&lt;/A&gt; یک بحران جهانی مبحث مورد تعمق و تحقیق جامعه شناسان ، روانشناسان و آسیب شناسان اجتماعی در محافل پژوهشی جهان است.&lt;FONT color=#000033&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;این پدیده اجتماعی در نتیجه پژوهش های انجام شده در ابعاد جهانی و در تمام جوامع یکی از مهمترین عوامل بروز بسیاری از ناهنجاری ها و آسیب های اجتماعی تشخیص داده شده است.&lt;BR&gt;&quot;نیره توکلی&quot; جامعه شناس و استاد دانشگاه در این زمینه می گوید:ایران از جمله کشورهایی است که بالاترین خشونت بر زنان را داراست .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;در جوامع پیشترفته آمار خشونت خانوادگی به مراتب کمتر است .خشونت بر علیه زنان به چند دسته تقسیم میشود ۱-کلامی:مثل تحقیر و کوچک کردن زن در میان اعظای خانواده و دیگران و...۲-فیزیکی:مثل کتک زدن ،مشت لگد و.. این نوع خشونت شامل تجاوزات جنسی هم هست که هم زیان فیزیکی و هم زیان روحی زیادی به زنان&amp;nbsp;و دختران می زند به عقیده نگارنده این نوع خشونت شامل شوهرانی که همسر خود را به ارتباط جنسی اجبار می کنند نیز می شود.و همین طور تجاوز به محارم که به دلیل اینکه در جهان این امر تابو است آمار درستی نیز در دسترس نیست.۳-پنهانی:که شامل کم محلی ،ندادن نفقه ،چشم چرانی،بی توجهی به احساسات و در خواست های زنان میشود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;&amp;nbsp;چون زنان در مقابل خشونت ها یا&amp;nbsp;گذشت میکنند یا به خاطر بچه ها می مانند و یا به دلیل اینکه از استقلال مالی برخوردار نیستندیا به حقوق خود آشنایی درستی ندارند&amp;nbsp;واینکه جامعه آنان را بعد از طلاق به عنوان مقصر می شناسد در مقابل خوشونت ها سکوت می کنند.(با چادر سفید رفتی وبا کفن سفید هم باید برگردی،اگر این کار را نکردی این تو هستی که مقصر اصلی هستی).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;نگاه قالب در&amp;nbsp;جوامع توسعه نیافته به زن نگاه&amp;nbsp;جنس دوم بودن ،از قدرت منطق بی بهره بودن،نادانی به مسائل روز است وزن خوب را زنی می دانند مطیع و حرف گوشکن،دم دست برای کار های روز مره و در مواقع نیاز برای برطرف کردن خستگی و ارضای میل جنسی.و اگر هم مردی با زنش رفتار خوبی&amp;nbsp;دارد به او لطف کرده زیرا زن جزو دارایی او محسوب میشود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;مشکل دیگری که زنان مسلمان دارند ترس از دو&amp;nbsp;یا چند همسر&amp;nbsp;داشتن مرد خود است. متاسفانه در این کشور ها قانون مناسبی برای این امر نیست.و در ک درستی از قوانین اسلام&amp;nbsp;نمی شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;اما برای&amp;nbsp;حل این معضل حقوق بشری ابتدا زنان باید حقوق خود را بشناسند و پیگیر باشند&amp;nbsp;و مردان نیز بادید مثبت به موضوع نگاه کنند و از این نترسند که از اقتدارشان کم&amp;nbsp; میشود .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#cc0066&gt;همراه شو ای عزیز&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#cc0066&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;تنها نمان به درد&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc3366&gt;کین درد مشترک&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc3366&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;هرگز جدا جدا &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;FONT color=#cc3366&gt;درمان نمی شود&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Nov 2005 12:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ariamanesh&amp;postid=10</comments>
<dc:creator>ariamanesh</dc:creator>
<guid>http://ariamanesh.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حکم سیاسی یا نقض حقوق بشر</title>
<link>http://ariamanesh.blogfa.com/post-9.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;در این چند روزه دوباره شاهد&amp;nbsp; بودیم که ایران درپی اظهارات نمایندگان کانادا و ایالات متحده آمریکادر &amp;nbsp;کنوانسیون حقوق بشرمجمع عمومى&amp;nbsp; سازمان ملل به نقض&amp;nbsp;حقوق بشر&amp;nbsp;محکوم شد و مقامات ایرانی باجار و جنجال و هیاهو سعی داشتند که اثبات کنند که این حکم سياسى و به منظور تحريف واقعيت&amp;nbsp;ها&amp;nbsp; و به ناحق است! .اما دولت مردان ما غافلند و نمی دانند که چشمان تیز بین نهاد های حقوق بشری آنان را نظاره میکند.مگر در همین جمهوری اسلامی زهرا کاظمی ها را نکشتند٬گنجی ها را به زندان نینداختند٬وبلگ نویسان را آزار ندادندو ده ها مورد دیگر که اگر بخواهم نام ببرم توماری به چه بلندی درست خواهد شد.خوب گیریم که این حکم سیاسی بوده! آیا این رفتار ها از شما سر نزده ؟شما که ادعا دارید حکومت بر مبنای اسلام است و احکام اسلامی در جامعه اجرا میشوندآیا در اسلام این رفتار ها جایی دارد و آیادر همین اسلام و قرآن و احادیث به حکومت کنندگان سفارش به مدا را و تصاحل وتصامح نشده؟&amp;nbsp; رعایت حقوق زندانیان٬ دگر اندیشان&amp;nbsp;ودر کل مردم٬&amp;nbsp;در نهج البلاغه گوش زد نشده؟&amp;nbsp;این همان مثال معرف است که (کبک در مواقعی که احساس خطر می کند سر خود را به زیر برف میکند و به خیال خود گمان میکند کسی او را نمی بیند ).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;در عصر انفجار اطلاعات این گونه صحبت ها از جانب دیپلمات های ما خنده دار است.بهتر است با یک نگرش عقلانی و مبتنی بامنافع ملی تصمیمی درست اتخاذ شود.با این بگیر و ببند ها غولی برای نظام &amp;nbsp;درست میشود که هر سر آن را میزند دو سر دیگر در می آورد.به طور مثال اگر امروز من در روز دویست بازدید کننده داشته باشم فردا که مرا بگیرند قطعا باز دید کندگانم افزایش خواهد یافت حالا به هر علتی&amp;nbsp;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#3399ff&gt;به امید روزی که کبوتر آزادی آزادانه بر فراز ایران و در کل٬ جهان بال بگشاید و سبک بال&amp;nbsp;و آسوده پرواز کند.&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 21 Nov 2005 10:59:57 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ariamanesh&amp;postid=9</comments>
<dc:creator>ariamanesh</dc:creator>
<guid>http://ariamanesh.blogfa.com/post-9.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ديار کور دلان</title>
<link>http://ariamanesh.blogfa.com/post-8.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=posttitle&gt;&lt;FONT color=#cc3399&gt;برگرفته از وبلاگ تيک&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=posttitle&gt;مردم سنگدل &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 266px; HEIGHT: 232px&quot; alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tinypic.com/fem8t2.jpg&quot; align=middle border=0&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 265px; HEIGHT: 232px&quot; alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tinypic.com/femd5f.jpg&quot; align=middle border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#660066&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;نه شکنجه گر مرا ترساند،&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;نه آخرين سقوط بدن،&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;نه لوله تفنگ های مرگ،&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;و نه سايه های روی ديوار&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;BR&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;نه شب، هنگامی که روی زمين&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;آخرين ستاره کم نور درد جای دارد،&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;اما آن چه مرا به هراس می افکند،&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;سهل انگاری کورکورانه مردم سنگدل بی رحم است&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#660066&gt;...&lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;روزهاست كه ننوشتم ، انگار نوشتن را فراموش كرده ام ، جاي دكمه هاي كيبورد برايم غريب شده است ، حتي اين اديتور قديمي كه بوي دوران dos&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;را مي دهد. شايد پوست انداخته ام ، پوست جديدام شايد كمي زمخت شده باشد، شايد آنقدر زمخت كه قلم نمي تواند در ميان انگشتانم برقصد ، پير شده ام ، محتاط و به مقداري محافظه كار . لباس هاي پيرمردي مي پوشم ، به حرفهاي احمقانه مردم لبخند مي زنم و ترجيحا در تمامي بحث ها سكوت مي كنم ، تئاتر خونم زياد شده ، از سينما و تمامي تصويرهاي مجازي فراري شده ام ، دنياي رئال را تجربه مي كنم ، بدون هيچ واسطه اي ، عشق را ميان دستان گرم حس مي كنم ، تا در ميان آواهاي اختراع گراهام بل . خوب شايد هم اين نوعي زندگي باشد ، با هست ها زندگي كردن&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; .&lt;BR&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;به احمق ها مي خندم ، به تمامي فعالين سياسي ، حتي همين راننده هاي تاكسي !! به نت ورک ماركتينگ ها ، به اين ملتي كه در توهم زندگي مي كند ، به ملتي كه دوست دارد بخوابد و ميليونر شود ، دوست دارد توي تاكسي و وبلاگ با بحث سياسي كليه مشكلات مملكتش را حل كند ، صبح كه بيدار مي شود توي جوراب هاي كنار شومينه اش پاپانوئل برايش دموكراسي به عيدي آورد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; ...&lt;BR&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;من به توهم مي خندم ، به با يادها زندگي كردن ، به در ماوراالطبيعه زندگي كردن ، به در متافيزيك غرق شدن و به در آرزوها خفه شدن&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; .&lt;BR&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;من اين هم ، هميني كه بر اين صندلي نشسته است ، دستاني كه كيبورد را لمس مي كند ، چشماني كه مانيتور را مي بيند ، زباني كه مزه مي كند ، بينيي كه مي بويد و گوشهايي كه مي شنود، جز اين ها هيچ چيز ديگري نيستم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=Section1&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Nov 2005 11:44:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ariamanesh&amp;postid=8</comments>
<dc:creator>ariamanesh</dc:creator>
<guid>http://ariamanesh.blogfa.com/post-8.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بدون شرح</title>
<link>http://ariamanesh.blogfa.com/post-6.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;این مطلب را از وبلاگ دوست عزیزم ...http://www.reyhani.blogfa.com/ کپی کردم فکر میکنم خواندنش خالی از لطف نباشد.امید وارم مسئولان امر درک درستی از دین اسلام پیدا کنند. در هزاره سوم و در عصر ارتباطات این گونه برخورد ها غیر عقلانی و بی ثمر است.این رفتار ها متعلق به دوره جاهلیت است و من را به یاد طالبان انداخت هر چند بعضی ها نه تنها دسته کمی از طالبان ندارند بلکه یک پله هم جلو ترند.امید وارم دیگر شاهد چنین حوادث تلخی نباشیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;.........................................................................................................................................&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;
&lt;P align=justify&gt;دیروز وارد شهر شدم . شهر بسیار شلوغ بود میدان مرکزی شهر از انبوه جمعیت اکنده بود . با خود یک دور تقویم و مناسبتهای رسمی و غیر رسمی را مرور کردم هیچ مناسبتی نبود و هیچ تصادف و دعوا و معرکه و ... توان گرد اوردن ان جمعیت را نداشت، اهنگ قدم هایم را سرعت دادم و به سمت مرکز شهر راهی شدم، با کمی جست و جو یکی از دوستانم را یافتم و از او جویای ماجرا شدم و او چنین سخن راند:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;شنبه دو نفر، یک دختر دانشجوی شمالی با یک پسر خمینی را به جرم رابطه نامشروع همینجا جلوی چشم مردم شلاغ زدند ، پسر شلاغش را خورد و اخ نگفت اما دختره یک ریز گریه میکرد و التماس که بزار با قاضی صحبت کنم و ... اما فلانی( رئیس ستاد مبارزه با مفاسد اجتماعی خمین) میگفت خفه شو و میزد ، اما هنوز نصف شلاغشو نخورده بود&amp;nbsp;که در حالی که مردم هو میکشیدن و دخترا و زنا گریه میکردن از حال رفت و دیگه شلاغ نزدن .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پرسیدم حالا امروز چه خبره نکنه مردم خوششون اومده تکرارش راگذاشتن ؟ گفت امروز شایع شده که با بلندگو گفتن قراره دوباره ۴ تا دانشجوی دیگه را به همان جرم شلاغ بزنن، انگاری داشتن با مجوز دانشگاه فیلم ادم و حوا را در بیابان برای جشنواره فیلمهای کوتاه دانشجویی میساختن که گرفتنشون اما معلوم نیست چی بوده و چطوری، بعضی میگن دشمنی و غرض در کار بوده و...تازه خبری دردناک&amp;nbsp;داره دهن به دهن در میان مردم میچرخه که در صورت صحت فاجعه است و اون مردن اون دخترست که شنبه شلاغ خورده ، میگن تو بیمارستان اراک سکته کرده و مرده.اون روز فلانی( دانشجوی بومی خمین) را هم به خاطر عکس گرفتن از صحنه شلاغ زدن گرفتن، گفتن برای سایت های خارجی میخواد چون سند نقض حقوق بشر محسوب میشده ،که بعد از کلی حرف و حدیث و پاک کردن همه عکسا ازادش کردن.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;خبر فوری و بسیار دردناک بود هرچند معلوم نبود مردن دختر و گرفتن ان چهار دانشجو به خاطر ساختن فیلم راست است یا دروغ اما در همان حد هم برای شکه کردن و ریختن اعصاب به هم کافی بود .با دوستم از برای یافتن کمی اسودگی و کسب خبر به قدم زدن در اطراف میدان و میان ان جمعیت بسیار پرداختیم و دراین میان شاهد اظهار نظرات مردم بودیم که گاه حتی در مقابل هم قرار میگرفتند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یکی از جوانان بدون&amp;nbsp; ترسی داد میزد اره ببینید این ماله دوره توحش ، عصر برده داری، قرون وسطا....این حاصله این حکومت اینه ....دیگری میگفت قوه قهریه لازم ،اسلام هم بخشش داره هم خشم .....ان یکی با سن نسبتا بالا میگفت این درسته اگه خاتمی هم میزاشت این اشغالا را جمع کنن الان اینهمه فساد نداشتیم...دانشجویی میگفت ای کاش دوربین داشتم عکس میگرفتم و کناریش میگفت خوب بود مدرک بود برای امدن زودتر امریکا اخه سند توحش...یکی میگفت اولش ،حالا باید منتظر باقی کارای احمدی نژاد بود....دیگری میگفت خوب شد حالا دانشجویا حساب&amp;nbsp;میاد دستشون سر و وضعشون را درست میکنن....&amp;nbsp;یکی میگفت از قدیم اگر به تاریخ بنگرید همیشه بعد هر دوره شکوفایی سیاسی و ازادی یک دوره خفقان بوده... دوستش میگفت اخه اسم دوره خاتمی را میزاری شکوفایی این همه روزنامه بستن و ادم کشتن و گرفتن و زندانی کردن نمی بینی میخوان گنجی را بکشن...کمی ان سو تر بسیجی طعنه وار میگوید ،دوره دوره ماست حالا نوبت خنده ما و گریه این جوجه&amp;nbsp;ماشینی هاست ....پیرمردی میگوید شهر دست فلانی( رئیس ستاد مبارزه با مفاسد اجتماعی)&amp;nbsp;و سپاهی هاست..دیگری میگویدسنی از شما گذشته این حرفا چیه، مملکت قانون داره اینا هم به وظایفشون عمل میکنن و.... یکی از بچه های شهر به سمت ما می اید و با لحنی خشمگین و پر درد میگوید فکر میکردیم با عقب سروش و حجاریان و...رفتن درست میشه اما نشد و با حالتی این سخنان را به ما خطاب میداد که تو گویی ما دستور اجرای حکم را داده باشیم ، من هم گفتم خوب به فرض که شما درست گویید&amp;nbsp;،حالا چه کار کنیم ؟مکثی کرد و گفت فقط کودتا ، گفتم جمع خوبی برای سخنرانی است بسم الله ، گفت نه بابا و زود رفت و من به او و خودم خندیدم...یکی از کناری خود میپرسید اگر مرده باشه از نظر قانونی مشکلی داره؟کناری گفت از نظر فقه اسلامی مشکلی نداره.....&amp;nbsp;اظهارنظرات همین طور ادامه داشت و مثل همیشه بحث از نان و ماست و مرغ و علت نازایی گاو همسایه شروع شدو به حاکمیت و سیاست و بوش رسید اما خبری از شلاغ و مجرمان نشد و کسی هم مردم را متفرق نکرد و جمعیت افزون میشد بلخره نیروی انتظامی اعلام کرد خبری نیست و شایعه است و در طول چند ساعت تازه توانستند مردم را&amp;nbsp;پخش کنند.و واقعا معلوم نشد شایعه بوده یا نه .نه خبر مردن دختره و نه دستگیری این ۴ نفر هرچند نبودن این ۴ تا را دلیل صحت میدانند . برخی میگویند عدم اعلام به خاطر هزینه دار بودن این فاجعه است و برخی دیگر میپذیرند و میگویند نمرده است.&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;من خسته و غمگین با سوالات بیشمار به ریحان رفتم و...از علت به وجود امدن این مسئله ،تا درستی و نادرستی ان،شیوه تنبیه تا انسانیت و حقوق بشر،دستورات صریح ائمه در مورد چند برابر بودن گناه افشاء یک گناه از مجازات ارتکاب ان و حفظ ابروی مسلمان&amp;nbsp;،جمع شدن مردمی که ما تنها یکچهارم ان را در برنامه سفر دکتر معین با کلی برنامه ریزی توانستیم گرد هم اریم برای شلاغ خوردن انسانی دیگر،ارتباط این مسئله با تغییر دولت و..........حالا مشتاقم نظرات شما را در این خصوص بدانم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;کلامی از حمید مصدق :&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;....و کسی فکر نکرد که چرا ایمان نیست و زمانی شده است ، که غیر از انسان&amp;nbsp;&amp;nbsp; هیچ چیز ارزان نیست.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 Nov 2005 15:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ariamanesh&amp;postid=6</comments>
<dc:creator>ariamanesh</dc:creator>
<guid>http://ariamanesh.blogfa.com/post-6.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دختر کبريت فروش</title>
<link>http://ariamanesh.blogfa.com/post-5.aspx</link>
<description>دم دماي غروب بود ، من خسته از کار هاي روز مره به سمت خانه در حرکت بودم ،دختري با لباس هاي مندرس و صورتي معصوم که از پس آن مي توانستي سختي سالهاي زندگيش را بخواني به طرفم آمد و گفت(تو را به خدا يک فال از من بخر،خواهش مي کنم)فال هاي خوشبختي در دستش بود اما اثري از خوشبختي را در چهره اش نمي ديدم.از او فالي خريدم و به راه خود ادامه دادم وبا خود مي انديشيدم که سهم او از زندگي چقدر است؟
او يک ايراني است و به عنوان يک ايراني طبعا حقوقي دارد! چه کسي مسئول است؟
 هر روز در روز نامه خبر هاي اين گونه را مي خوانم از کودک آزاريها وشکنجه زنان توسط مرداني که خود به نوعي تحت شکنجه اند.شايد يکي از علل چنين حوادثي نبود قانون مناسب است و چون در کشور ما قوانين از دين برداشت و استنباط ميشوند مي توان گفت برداشت ها  از دين غلط است.
برداشتي که مردان را جنسي برتر،عاقل تر و زيرک ترعنوان ميکند و به آنان امتياز هاي گوناگون ميدهد.(چه کسي مسئول اصلاح اين باور غلط است ؟)شايد دخترک قرباني اين رويکرد باشد،شايد به دليل نداشتن نظام تامين اجتماعي قدرتمند دچار اين وضع شده وشايد هم دليل ديگري دارد.با خود فکر مي کنم بهتر است حاکمان ما به جاي شيطنت در عرصه بين المللي وسخناني که باعث شود انواع و اقسام تحريم ها کار را به جايي برساند که تعداد کودکان خياباني را افزايش دهد با منطق و تدبير رفتار کنند و به فکر چاره انديشي باشند .در پايان شعري را که در فال آمده مي نويسم .

غم غريبي و غربت چو بر نمي تابم  
                                                                                         به شهر خود روم و شهريار خود باشم
هميشه پيشه من عاشقي و رندي بود 
                                                                                         دگر بکوشم و مشغول کار خود باشم</description>
<pubDate>Sun, 06 Nov 2005 10:33:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ariamanesh&amp;postid=5</comments>
<dc:creator>ariamanesh</dc:creator>
<guid>http://ariamanesh.blogfa.com/post-5.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نامه همسر اکبر گنجی </title>
<link>http://ariamanesh.blogfa.com/post-4.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;به نام خدا&lt;BR&gt;ايام، ايام سوگواري اسوه عدالت و تقوي، ياور يتيمان، غمخوار بي پناهنان و احياگر حقوق پايمال شده مظلومان، حضرت علي(ع) است. به سوگ كسي نشسته‌ايم كه يكي از دغدغه‌هايش در واپسين دم حيات، بي عدالتي در حق قاتلش بود: &quot;او به من يك ضربت زد، شما نيز به او يك ضربت بزنيد.&quot; از روح بزرگش استمداد مي‌كنيم و در برابر حقانيت و ابهت نظر و عملش سر تعظيم فرود مي‌آوريم.&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 200px; HEIGHT: 139px&quot; alt=&quot;معصومه شفیعی&quot; hspace=3 src=&quot;http://www.emrouz.info/media/ganji86654.jpg&quot; align=left vspace=3 border=1&gt;&lt;BR&gt;دوستان، سروران! بنا نداشتم در اين ساعات ملكوتي، مزاحم اوقاتتان شوم و با سخنان ملال انگيزم، باري هر چند خُرد بر دوشتان بگذارم، اما چه كنم؟ وقتي كارد به استخوان مي‌رسد، وقتي بعض در گلو مي‌شكند و تو نمي‌خواهي فرزندت، شريك اين سيل اشك باشد، وقتي همه درها را بسته‌ مي‌بيني، وقتي هر چه بيشتر تلاش مي‌كني كمتر نتيجه مي‌گيري، وقتي شاهد ذره ذره آب شدن و از دست رفتن عزيزت و شريك همه هستي‌ات هستي و جز او چيزي براي از دست دادن نداري، وقتي سخن حق‌ات را همه تأييد مي‌كنند ولي ياراي ياريت را ندارند، وقتي كه لحظه لحظة زندگيت، خوابت، خوراكت از نگراني و اضطراب پُر مي‌شود، وقتي كه خود را در انتهاي خط مي‌بيني، آنگاه مثل من مي‌شوي و مثل من تصميم مي‌گيري.&lt;BR&gt;اميد داشتم كه در ليالي قدر، آقاي گنجي را روانه منزل كنند تا دل خانواده‌اش شاد شود، مخصوصاً دل مادر پرپر، بيمار و غمگينش، ولي اين كار را نكردند. اميد داشتم كه بعد از 52 روز كه او را ملاقات مي‌كنم، دلشاد شوم، نيرو بگيرم و دست پر به منزل برگردم و با لبي خندان كل ملاقات را براي بچه‌ها تعريف كنم تا آنها نيز در شاديم شريك شوند، ولي نشد.&lt;BR&gt;دوستان! واقعيت اين است كه روز دوشنبه 25/4/84 بعد از 52 روز بي خبري محض، به همراه مادر آقاي گنجي و وكيل ايشان – آقاي دكتر مولايي- به ملاقات رفتم. وقتي گنجي را ديديم در نگاه اول او را نشناخيتم؛‌ بسيار نحيف و تكيده شده، با موها و ريشي ژوليده و بلند.&lt;BR&gt;همه گريه مي‌كرديم او نيز ما را همراهي مي‌كرد. چيزهايي كه او براي ما تعريف كرد دلمان را ريش و آه همه ما مخصوصا مادر ايشان را دو چندان كرد. آقاي گنجي اين‌گونه تعريف كرد كه:‌&lt;BR&gt;دو سه روز بعد از آخرين ملاقات ما- چهارم شهريور- در بيمارستان ميلاد، تيم ويژه عملياتي دستگاه قضايي كاغذ و خودكار براي گنجي مي آورند و از او مي خواهند كه كتباً مانيفست جمهوري‌خواهي و پاسخ نامه آيت ا... منتظري و آقاي دكتر سروش را پس بگيرد؛ او قبول نمي‌كند؛ در مرحله بعد از او مي‌‌خواهند دو نامه مذكور را پس بگيرد، او باز هم قبول نمي‌كند؛ در مرحله آخر به او مي‌گويند كتباً تعهد بده اگر بيرون رفتي،‌هيچ حرفي نزني و هيچ مصاحبه اي نكني؛ گنجي باز هم زير بار نمي‌رود. سپس آنها &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;در محل بيمارستان ميلاد در قرنطينه طبقه 12، چند نفري بر سر گنجي مي‌ريزند و طي يك روز او را سه بار به شدت مورد ضرب و شتم قرار مي‌دهند به طوري كه غرق خون مي‌شود و دستش جراحت عميقي بر مي‌دارد؛ سرش را به شدت به تخت مي‌كوبند&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000066&gt; و در حالي كه الفاظي بسيار ركيك و زننده به كار مي‌بردند، مي‌گفتند: كسي كه چنين است، &quot;خودش بايد برود&quot; ما با او فلان و بهمان مي‌كنيم. ماجرا به همين جا ختم نمي‌شود، پس از چند روز سرپرست آن تيم عملياتي، كه &quot;سماواتي&quot; ناميده مي‌شود به آقاي گنجي مي‌گويد مي‌خواهيم تو را مرخص كنيم، سپس همان افرادي كه ضرب و شتم گنجي را به عهده داشتند، براي ترخيص او مي‌آيند. گنجي اعتراض مي‌كند، سماواتي مي‌گويد: &quot;اينها مي‌خواهند از تو دلجويي و عذرخواهي كنند&quot; لذا گنجي را از بيمارستان سوار ماشين مي‌كنند به بزرگراه چمران كه مي‌رسند يكي از ماموران از صندلي جلو به عقب مي‌آيد و روي پاهاي گنجي مي‌نشيند به او چشم بند مي‌زنند و در حالي كه فحاشي مي‌كردند دست‌هاي او را به صورت قپاني از پشت دستبند مي‌زنند. &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;دستبند قپاني زدن باعث آسيب ديدگي شديد كتف چپ آقاي گنجي مي شود.&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000066&gt; با وجود در رفتگي و درد شديد كتف او را به درمانگاه نمي‌برند، بلكه به بند انفرادي 2 الف مي‌برند، به او دارو هم نمي‌دهند، دريغ از يك قرص؛ مسئول بهداري را به بند 2 الف مي آورند تا چند جلسه كتف او را فيزيوتراپي كند.&lt;BR&gt;عزيزان! فرصت ملاقات محدود و بيشتر به گريه و زاري گذشت. من نمي‌دانم چگونه با او رفتار كرده‌اند كه وزنش به 51 كيلوگرم و فشار خونش به 5/7 روي 5 رسيده است.&lt;BR&gt;حال و روز گنجي بسيار بدتر از زماني است كه در بيمارستان ميلاد بود. در آخرين ملاقاتي كه در چهارم شهريور با او در بيمارستان داشتيم نسبتاً رو به راه شده بود و با تغديه، بسياري از مشكلاتي در حال حل شدن بود. زندان، موظف به تغذيه و دارو_ درمان زنداني است چرا مدتهاست در زندان انفرادي به او غذا نمي‌دهند و هيچ ملاقاتي ندارد؟ چرا از دادن داروهايش به او خودداري مي‌كنند؟ مگر مسئولين زندان موظف به رعايت حقوق انساني زنداني نيستند؟&lt;BR&gt;دوستان! مي‌دانم كه شما نيز مثل من كاري از دستتان برنمي‌آيد فقط مي‌خواهم از ظلمي كه بر ما مي‌رود،‌ مطلع باشيد. مسبب و مسئول اصلي اين وضعيت، كساني هستند كه طرف اصلي انتقادات گنجي بودند و هستند.&lt;BR&gt;برايش دعا كنيد و از روح بزرگ پرچمدار عدالت، علي (ع) گشايش و فرجي بجوييد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 27 Oct 2005 09:45:10 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ariamanesh&amp;postid=4</comments>
<dc:creator>ariamanesh</dc:creator>
<guid>http://ariamanesh.blogfa.com/post-4.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://ariamanesh.blogfa.com/post-2.aspx</link>
<description>&lt;H1&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=5&gt;روي جاده ي نمناك&lt;/FONT&gt; &lt;/H1&gt;
&lt;P class=txt&gt;اگرچه حاليا ديريست كان بي كاروان كولي&lt;BR&gt;&amp;nbsp;ازين دشت غبار آلود كوچيده ست &lt;BR&gt;&amp;nbsp;و طرف دامن از اين خاك دامنگير برچيده ست &lt;BR&gt;&amp;nbsp;هنوز از خويش پرسم گاه &lt;BR&gt;آه &lt;BR&gt;&amp;nbsp;چه مي ديده ست آن غمناك روي جاده ي نمناك ؟&lt;BR&gt;زني گم كرده بويي آشنا و آزار دلخواهي ؟&lt;BR&gt;&amp;nbsp;سگي ناگاه ديگر بار &lt;BR&gt;&amp;nbsp;وزيده بر تنش گمگشته عهدي مهربان با او&lt;BR&gt;چنانچون پاره يا پيرار ؟&lt;BR&gt;&amp;nbsp;سيه روزي خزيده در حصاري سرخ ؟&lt;BR&gt;اسيري از عبث بيزار و سير از عمر &lt;BR&gt;به تلخي باخته دار و ندار زندگي را در قناري سرخ ؟&lt;BR&gt;&amp;nbsp;و شايد هم درختي ريخته هر روز همچون سايه در زيرش&lt;BR&gt;هزاران قطره خون بر خاك روي جاده ي نمناك ؟&lt;BR&gt;چه نجوا داشته با خويش ؟&lt;BR&gt;&amp;nbsp;پ يامي ديگر از تاريكخون دلمرده ي سوداده كافكا ؟&lt;BR&gt;همه خشم و همه نفرين ، همه درد و همه دشنام ؟&lt;BR&gt;درود ديگري بر هوش جاويد قرون و حيرت عصباني اعصار &lt;BR&gt;ابر رند همه آفاق ، مست راستين خيام ؟&lt;BR&gt;تقوي ديگري بر عهد و هنجار عرب ، يا باز &lt;BR&gt;&amp;nbsp;تفي ديگر به ريش عرش و بر آين اين ايام ؟&lt;BR&gt;&amp;nbsp;چه نقشي مي زده ست آن خوب &lt;BR&gt;&amp;nbsp;به مهر و مردمي يا خشم يا نفرت ؟&lt;BR&gt;&amp;nbsp;به شوق و شور يا حسرت ؟&lt;BR&gt;دگر بر خاك يا افلاك روي جاده ي نمناك ؟&lt;BR&gt;دگر ره مانده تنها با غمش در پيش آيينه &lt;BR&gt;&amp;nbsp;مگر ، آن نازنين عياروش لوطي ؟&lt;BR&gt;&amp;nbsp;شكايت مي كند ز آن عشق نافرجام ديرينه &lt;BR&gt;وز او پنهان به خاطر مي سپارد گفته اش طوطي ؟&lt;BR&gt;كدامين شهسوار باستان مي تاخته چالاك &lt;BR&gt;فكنده صيد بر فتراك روي جاده ي نمناك ؟&lt;BR&gt;هزاران سايه جنبد باغ را ، چون باد برخيزد &lt;BR&gt;گهي چونان گهي چونين &lt;BR&gt;كه مي داند چه مي ديده ست آن غمگين ؟&lt;BR&gt;&amp;nbsp;دگر ديريست كز اين منزل ناپاك كوچيده ست &lt;BR&gt;&amp;nbsp;و طرف دامن از اين خاك برچيده ست &lt;BR&gt;ولي من نيك مي دانم &lt;BR&gt;چو نقش روز روشن بر جبين غيب مي خوانم &lt;BR&gt;&amp;nbsp;كه او هر نقش مي بسته ست ،‌ يا هر جلوه مي ديده ست &lt;BR&gt;&amp;nbsp;نمي ديده ست چون خود پاك روي جاده ي نمناك&amp;nbsp;.&lt;/P&gt;
&lt;P class=txt&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: Titr; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;...............................................................................&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H1 dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 130%; TEXT-ALIGN: center&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: Titr; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#660066&gt;من و آيينه&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 108pt 0pt 0cm; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 130%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: Homa; mso-ansi-font-size: 10.0pt&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=2&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 130%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: Zar; mso-ansi-font-size: 10.0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;دلم گرفته دلم گرفته از&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp; &lt;FONT size=2&gt;تموم عالم و آدم از عرش و فرش از آسمان و زمين از&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: Titr; mso-ansi-font-size: 10.0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;انسان&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: Zar; mso-ansi-font-size: 10.0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;.. نمي دانم در سرم چه مي گذرد انواع حرف ها، هجاهاو صحنه هاي گوناگون را در ذهن مي پرورانم و با آنها زندگي مي كنم يا بهتر بگويم زنده مي مانم ثانيه ها، دقيقه ها، ساعت&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=2&gt;ها، روزها و ماه ها بدون هيچ توقف و رحم و شفقتي در راهند . پيروزمندانه و با غرور به انسانهايي كه نتوانسته اند قطار سريع السير زندگي را طي كنند مي نگرند و پوزخندي به نشانه پيروزي نثار آنها مي كنند. به جا ماندگان درمانده و مايوس و سرخورده به پايان خود مي انديشند پاياني كه با&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=1&gt;تولدهمراهشان بوده و آنها چنان غرق در شهوت بوده اد كه غافل شده اند.غرق در پول وثروت ‏,جاه و&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;LINE-HEIGHT: 130%; mso-bidi-font-family: Zar; mso-bidi-font-size: 16.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=1&gt;…&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: Zar; mso-ansi-font-size: 10.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT size=1&gt; و چنان مي گماردنند كه گويي هيچگه&lt;/FONT&gt; نخواهند مردو هيچ گاه پاياني براي لذات خود قائل نبوده اند آنان نمي دانستند و نمي خواستند بدانند كه مي ميرند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 130%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: Zar; mso-ansi-font-size: 10.0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;گاهي اوغات فكر مي كنم اگر براي خدا وجودي قائل باشيم مرگ عادلانه ترين نعمت اوست . و من به اين مي انديشم كه مرگ چيست؟چرا برخي باشنيدن اسمش حالشان گرگون مي شود.وچنان وحشتي بر آنان غلبه مي كند كه هر بيننده اي را شگفت مي كند(آيا مرگ اينقدر ترسناك است؟)بر خلاف آها گروهي ديگر هستند كه با كمترين ترس و واهمه خود را با مرگ همراه مي سازندوبا مرگ زندگي مي كنند. شايد اندك ترسي كه دارند بخاطر كم بودن اطلاع و تجربه اي از آن است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H3 dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: Zar; mso-ansi-font-size: 10.0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;با خود فكر مي كنم چرا صادق مرد؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 130%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: Zar; mso-ansi-font-size: 10.0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;يكي از دوستانم تعبير بسيار خوب و جالبي كرد او مي گفت : « زندگي همانند يك پازل مي ماند و هر انسان كه بتواند اين پازل را حل كند به واقعيت مرگ مي رسد » با در كنار هم قرار دادن گوشه ها و زواياي زندگي مي توان مرگ را لمس كرد و به اين واقعيت بزرگ زندگي دست پيدا كرد.&lt;STRONG&gt;مرگ&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 130%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: Zar; mso-ansi-font-size: 10.0pt&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: Zar; mso-ansi-font-size: 10.0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;من مي دانم كه حل آن از همه برنمي آيد و همگان نتوانند فكر مي كنم ابتدا بايد بدانم و در آغاز اين راه بايد بدانم كه چرا بايد بدانم و چگونه بايد بدانم و مي دانم اگر ندانم نيستم و دانستن آغاز بودن است و فهم آغاز يك شروع تازه است. آغازي براي يك پايان كه خود آغاز ديگري است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 130%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: Zar; mso-ansi-font-size: 10.0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;من كيستم چرا هستم و چگونه آدمي هستم سلايق و علايقم، روحيات و احساساتم، ذهنيات و مخيلاتم، درد و رنجم، عشق و شورم و غيره چيستند؟!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 130%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: Zar; mso-ansi-font-size: 10.0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;من عاشق غزلهاي حافظم، دوستدار پنديات سعدي، اشعار عارفانه مولانا، درك سياسي اجتماعي شاملو ، فريادهاي اخوان، روحيات و احساسات لطيف سهراب كه در همين نزديكيها و گلهاي حياط است، تنهاييهاي فروغ و فهم بزرگ صادق، من با شنيدن شعرهاي سهراب به آسمان پروازي وصف ناشدني دارم، با شنيدن اشعار فروغ گويي در كوير زندگي سير مي كنم و با فهم صادق مي فهم با هم به سراغ اقشار مختلف جامعه مي رويم مي بينم آنچه او مي ديد، مي شنوم آنچه او مي شنويد، مي فهمم آنچه او مي فهميد و او فهميد كه&lt;FONT color=#660099&gt; &lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;زندگي يك هيچ بزرگ است&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt; و در اين هيچ چه بسيارند هيچهاي كوچكتر &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Zar; mso-ansi-font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ascii-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=2&gt;انگار مادرم گريسته است امشب و من حال ديگيري دارم نه در زمين و نه در هوا خورشيد غروب كرده است، خورشيد غروب كرده است و گويي ديگر هيچگاه طلوع نخواهد كرد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 130%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: Zar; mso-ansi-font-size: 10.0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;و من مبهوت به غروب غمگيني مي نگرم كه به بغضي سنگين و دلي چركين از انسهاي پوچ و تهي آنان را از ديدار مجدد خورشيد محروم مي سازد و منع مي كند و شب فرا مي رسد شب آرام و سنگين قدم برمي دارد و آهسته آهسته خود را به عنوان رازدار بزرگ طبيعت معرفي مي كند و چه صبور است شب و من مبهوت به آرامش شب مي نگرم نمي دانم كه چرا انسانها غافلند و همچنان بي هدف و بي آنكه بدانند چه مي خواهند در تلاش و تكاپو و در جوش و خروشند بي انكه گاهي بخروشند و گاهي بجوشند و گاهي بيانديشند كه چه مي خواهند و براي كه مي خواهند و من مبهوت به آنان مي نگرم و نظاره مي كنم آنچه انان نمي بيننند.به عبور گيج رهگذراني مي نگرم كه در اين رهگذر به دنبال نام و نان ونشاني به دور باطل خود در دايره دوار زندگي ادامه مي دهند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 130%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: Titr; mso-ansi-font-size: 10.0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=2&gt;به آينه مينگرم&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 130%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: Zar; mso-ansi-font-size: 10.0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;از پس موهاي لخت و بي اراده خود به چشمان خسته اي مي نگرم كه گوئي چنيدين سال است پلك روي هم نگذاشته اند و چندين سال است كه مي گريند براي چشماني كه هرگز نگريسته اند.چشماني كه رگه هاي خون در آن جاري شده اند و ديگر به جاي اشك خون مي گريند .به لباني مي نگرم كه هرگز براي ابراز عشق نتوانسته اند كه بگويند آنچه بايد بگويند و هرگز 32 عروس سپيد پوش خود را به دامادي لبخندي ننشاندند و هرگز به لعل قرمز رنگ تنهايي كه در تاريكي دهانم به سر مي برد اجازه ملاقات بانور را نداده اند و هرگز به هيچكس هيچ اجازه اي نداده اند زيرا هيچگاه براي هيچ كاري اجازه اي نداشته اند و خود محصور و زنداني بوده اند و ملزم به اجراي فرامين .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Zar; mso-ansi-font-size: 10.0pt; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ascii-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=2&gt;به دستهاي خود مي نگرم به دستهاي لاغر خود كه حتي طاقت نوشتن چند سطري را هم ندارند و با عرق خود مي گويند ديگر بس است ديگر بس است. دستهايي كه با هم جفتند &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 130%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: Zar; mso-ansi-font-size: 10.0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;ولي هيچگاه نتوانسته با هم باري هر چند كوچك را بردارند هر كدام ساز خود را مي زنندو چه سمفوني بي نظم و آشوبي. به تن مجروح و فرطوط خود نگاهي حقيرانه مي اندازم تني كه زير بار كوه مشكلات و در پس تلاطم بي پايان درياي مواج زندگي فرسوده شده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H3 dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: Zar; mso-ansi-font-size: 10.0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;واي چه بلايي به سر من آمده است؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 130%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: Zar; mso-ansi-font-size: 10.0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;و من مبهوت به خود مي نگرم به زوال غمگين خود &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 130%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: Zar; mso-ansi-font-size: 10.0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;چقدر خسته ام پلكهايم سنگين شده اند. شايد به خواب مي روم شايد هم در حال مرگ افتاده ام حال خوشي دارم گويي در هوايي و در فضايي به غير از اين فضا سير مي كنم. يك طيف نور با سرعت باد به سمت من در حركتند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H2 dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 130%&quot; align=left&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;&lt;I&gt;&lt;U&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 22pt; LINE-HEIGHT: 130%; mso-bidi-font-size: 28.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 22pt; LINE-HEIGHT: 130%; mso-bidi-font-size: 28.0pt&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/U&gt;&lt;/I&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&lt;/H2&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Wed, 26 Oct 2005 13:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ariamanesh&amp;postid=2</comments>
<dc:creator>ariamanesh</dc:creator>
<guid>http://ariamanesh.blogfa.com/post-2.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
